ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٤ 

 

دوباره آهنگ بهار را با هم بخوانيم

و آميزش خاک را با عطوفت باران

در ژرفای دشت آبی جشن بگيريم

که از سبز بودن آغاز کرده

 و تا زمستان پيدايمان نکرده

در گرمی کوتاه آفتاب

نوازش را عيدی دهيم !

نازنين  ِ سلامی نو به تو که خود بهاری

مهر دلت پاينده باد!

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اسفند ،۱۳۸٤ 

آزرده !

 بعضی وقتها فکر می کردم سعادتمند هستم

که شانس عاشق بودن را دارم

و خداوند مرحمت دوست داشتن را به من بخشيده...

شايد نبايد اين طور  مهر می ورزيدم

شايد  نبايد اين طور سخت ـ آزار می ديدم

من هرگز لحظه ای را بدون تو به تصوير نکشيدم

اگر تو را از دست دهم   ؛ از دست می روم

بايد نگاه مردم را ببينی وقتی که با خودم حرف می زنم

 فکر می کنند عقلم را از دست داده ام !

امروز ترجيح می دهم دلم را به دست خاطرات مهربان بسپرم

تا در امان باشد

شايد نبايد اين طور سخت عاشق می بودم !

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٤ 

چتر نجاتی بايد ـ

برای انسانیتی که از فراز قله چند رنگی ها پرتاب شد
 آه بچه طفلک من ... !

ناجی ِ دیگری نیاز نیست

تا زمانيکه شمع درون قلبم را 

 وزش غرور خاموش نکرده است

 برف ؛ زشتی ها را پاک نمی کند  

گرمی ِ عاشقانه قلبت را پاک دار...

 ؛برای فيلم Crash  ـ که ارزش تماشا را دارد !،

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٤ 

 قبل از اينكه موسيقی بميرد

پسر  در ماشين مشتاق  شنيدن موسيقی بود و دختر بيرون به انتظارش  تا موسيقی به آخر برسد.پسر نميتوانست قبل از تمام شدن موسيقی ماشين را ترك كند.

روح منهم دچار اين احساس شد؛ زمانهايی بوده كه فكر كردم بايد از رؤيايی يا تصميمی بگذرم ؛ احساس كردم كه نااميدم ـ نميتوانستم خوبيِ هر اتفاقي را ببينم.

خدا خلق كرد ـ دنيا چرخيد ـ روزها آمدند ورفتند در برنامه بی عيب ـ لحظات ـ دقيقه ها ـ ساعتها  .   همه چيز  با دايره زندگی ميزان شده ، نسخه موسيقيايی از آمدن و رفتنِ دنيا.

هر كدام از ما  روی صحنه  روبروی هارمونی كامل دنيا قرار ميگيريم ـ و   آهنگ  زندگی خود را اجرا می كنيم. تراژديِ زمانی است كه زندگیی كوتاه قطع می شود ـ نا اميديِ زمانی  است كه می شنوی يك نفر دست از آرزوهايش كشيده.آهنگ آنها هيچگاه كامل نواخته نمی شود و دنيا افسوس از دست دادن آنها را خواهد خورد.

آهنگ تو چيست؟كدام قسمتش را می نوازي؟  

بمان . صحنه متعلق به تو است .رهبر اركستر ايستاده و منتظر ت است. بهترين قسمتش مقابل تو است. نرو تا قبل از اينكه موسيقی تمام شود و اهنگ زندگيت را  خودت انتخاب کن....

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٤ 

آرمين من ...

 با يادت در تنهايی ميرقصم

تا در فضای ساکن صميميت ما

برگ فاصله  ِسرگردان نشود

و ارواح سياه خاطرات بيدار نشوند

تاجدايی را با فاصله تعبير کنند

تا با ضد طلسم عشق دورشان کنم

  

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ اسفند ،۱۳۸٤ 

      مرگ من

 

 یک روز پس از سياهی  ـ

 جامه ام را می کنم و

 گرمای دریا را با تن عریانم  در آغوش میکشم

 رنگین کمان ماهی ها دور تنم حلقه می زند

  کجا هستم؛ در آسمان هفتم؟

 

 ترک  ترک  ترک

 ریزش خطوط انگشتانم را می نگرم

 و لذت بلوری شدن  مقابل خورشید  

نور از ميان  قلبم می تابد

دیگر غمگین نیستم ....

فرشته ای خندان دستم را به زیر دریا میکشد

چه سرعت سرسام آوری !

صدفی از کف دريا در دستم میگذارد

درخشان مروارید زمین  درونش

جنگها_ قحطی ها و مردمان زمینی 

که منهم روزی از آنها بودم در دستم!

 ديگر دلتنگشان نيستم

من چقدرآسمانی شده ام !

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اسفند ،۱۳۸٤ 

   احساس عاشقانه

مثل ابر پر بارانی که نميتواند در آسمان بماند

مثل کشتی اقيانوس پيمايی که نميتواند در دريا شناور شود

اگر احساس خوشحالی ميکنی پس چرا گريه ميکنی ؟!

هيچ چيز مانند عشق نميتواند پاسخش را بيابد !

مثل مرواريدی در صدف  يا سيرک  شيرهای باغ وحش

 مثل يخی که نبايد ذوب شود يا پرواز جستجو گر زنبور عسل

هيچ چيز مانند عشق نميتواند پاسخش را بيابد !

هيچ چيز مانند عشق گيجت نميکند

ميتوانی برنده شوی وقتيکه داری می بازی

بايستی  ـ وقتی داری می افتی

نميتوانم پاسخش را بيابم !

 طوريکه  ما ميرقصيم   ـ  دليل روياهایمان

نيروی درون من وقتی که احساس ضعف ميکنم

وقتی که در دلتنگيم  , با ياد تو زندگی ميکنم

هيچ چيز مانند عشق نميتواند پاسخش را بيابد !

؛تعدادی از جملات از متن يک ترانه ترجمه شده اند؛


کلمات کلیدی: