مرد من
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥ 

هر روز

 آرامش صبرم در وجود تو معنا می شود

و  چه خوش رها می شوم در دشت آبی عشقت

 که  مرا تا اوج سکوت مرغزارهای بی پایان می برد

ای جاودانه ترین ترانه سرنوشتم

ای همیشگی ترین! 

شکفتنم را در  مهر دستهایت ببین

که در حضورت آغاز کرده است.


کلمات کلیدی:
 
تپشی برای تو
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٥ 

چقدر به حقیقتی که می گویند نزدیک است
تا اثبات تلخش ادعای فرداهایشان باشد

بگذار تا بازی کوچک خود را داشته باشند
و منطق شان با افکار پیچیده سردرگم گره بخورد

بگذار تا اسباب بازی کوچکشان را بردارند
تا سرو صدایشان را  در مسیر پلاستیکی زیاد تر کند
ونگاهشان هر آهی را فریز کند

بی هیچ دلیل منطقی گم می شوی
من افکارت را در جاده آزادی نجات می دهم...
نمی  دانم چرا
 مردم مرموزی مرا مثال میزنند
و من حیران از اینکه چه چیزی را پنهان کردم

داستان کوچکی بگو
کسی را بکش یا آزادی اش را بخر
بهای آزادیت را خودت بپرداز

آنها تنها روحت را استفاده می کنند

سعی میکنم مغزت را نجات دهم
قبل از اینکه دلایل زیستن را از دست بدهی


کلمات کلیدی: