ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٤ 

 بر سيمهای ويولن خاک گرفته پدر دست ميکشم

 که طنين صدايش در خانه کودکيم گم شد

يادش به خير بوی خانه تکانی عيد

گربه روی پشت بام خاکستری

فرشهای قرمز

و شور  خنده های طلايی  در پاگرد پله

از من چه ماند بعد از خانه کودکيم

نگاه کن ِ پرنده ام از پشت قاب تابلوی نيمه کاره پريد..

 نغمه گنگ ويولنم  ديگر صدای پدر را نميدهد...

 

 


کلمات کلیدی: