ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٤ 

سرخط

عاشورا ِ فعاليت هسته ای ـ‌ کار ـ پروژه ـ کلاس زبان ـ من ‌ِ فرزانه ...  چشمانم را ميبندم تا چشمان سبز هميشه خندانت را ببينمِ  و از هياهوی روزانه به آرامشی آشنا با ياد تو پناه برم ...آرمينم ِ با لاخره بعد از ۳ هفته دوری آمدی  ُ . بعد از ۸ سال و نيم انتظار ِ در اين يکسال آخر هم  ِ دوريهای ۳ هفته ای به  آن اضافه شد. 

 چه معجزه عجيبی بود اين عشق در زندگی من و چقدر صبوری کردم . عجيب است  گاهی خاطره يک  عشق  صميمی دور بيشتر ازخود  عشق روزمره نزديک معنای عاشق بودن را برای من  تجلی می بخشد! عزيزيم  قصه آرمين در زندگيم هزاران برگ را پر کرده که هر برگش با رنگ زيبايی از محبت تو تزئين شده است.


کلمات کلیدی: