ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٤ 

  به دور دست ها برويم

 در امتداد دريای باکره سفر ميکنم

ابرهای طوفانی بالای سرم 

امواج آبی که مرا ميشناسند

 گسترده تا سرزمينهای ناشناخته تاريک

 من ِ رهای رهای روبروی  زندگی

فردا را در هر ساحل می کاوم

 انعکاس دريا در جرقه  امواج  خاطراتم  

 برخی خوب ـ برخی بد ـ

 به کودکی و دوستان قديمی و روياهايی که داشتيم می انديشم

و  سرود فرشتگان بالای سرم

مرا به ادامه دادن ميخواند

 با من  تا دور دستها بران

کشتی ستاره با بالهای گسترده به سمت آسمان ميرود

 با من تا دوردستها بران ....

 


کلمات کلیدی: