قبل از اينكه موسيقی بميرد

پسر  در ماشين مشتاق  شنيدن موسيقی بود و دختر بيرون به انتظارش  تا موسيقی به آخر برسد.پسر نميتوانست قبل از تمام شدن موسيقی ماشين را ترك كند.

روح منهم دچار اين احساس شد؛ زمانهايی بوده كه فكر كردم بايد از رؤيايی يا تصميمی بگذرم ؛ احساس كردم كه نااميدم ـ نميتوانستم خوبيِ هر اتفاقي را ببينم.

خدا خلق كرد ـ دنيا چرخيد ـ روزها آمدند ورفتند در برنامه بی عيب ـ لحظات ـ دقيقه ها ـ ساعتها  .   همه چيز  با دايره زندگی ميزان شده ، نسخه موسيقيايی از آمدن و رفتنِ دنيا.

هر كدام از ما  روی صحنه  روبروی هارمونی كامل دنيا قرار ميگيريم ـ و   آهنگ  زندگی خود را اجرا می كنيم. تراژديِ زمانی است كه زندگیی كوتاه قطع می شود ـ نا اميديِ زمانی  است كه می شنوی يك نفر دست از آرزوهايش كشيده.آهنگ آنها هيچگاه كامل نواخته نمی شود و دنيا افسوس از دست دادن آنها را خواهد خورد.

آهنگ تو چيست؟كدام قسمتش را می نوازي؟  

بمان . صحنه متعلق به تو است .رهبر اركستر ايستاده و منتظر ت است. بهترين قسمتش مقابل تو است. نرو تا قبل از اينكه موسيقی تمام شود و اهنگ زندگيت را  خودت انتخاب کن....

 

/ 10 نظر / 11 بازدید
مينا و علي

سلام اميدوارم که موفق باشی خوشحال می شوم به من هم سر بزنی

مرتضی

بمان . صحنه متعلق به تو است.....

feri

salam mersi az nazaret to weblogam webloge zibayi dari mano ham joze linke dustanet gharar bede

elmira

سلام ـ ديد رومانتيکی به زندگی داری .اميدوارم که هميشه شاد باشی

anoosh

سلام ....جه نثر زيبائی ....دوست دارم دراين صحنه ای که وصف کردی بنوازم .ولی نمی دانم همیشه دوست داشته ام رهبرگروه باشم تانوازنده ویولن سلی که صدایش به زور درارکستر شنیده می شود.....ممنون که سرزدی .منتظرت هستم .ضمنا با اچازت می خوام جز لينکت قراربدم .

گاندلف

و باز هم صداي عشق و دوست داشتن و چه زيباست(مسكن خويسم هست)خيلي ممنونم كه به من افتخار داديد و به كلبه ي محقر من هم سري زديد مطالبتونو خوندم خشگل مينويسي بازم بنويس

گاندلف

منظورم(مسكن خوبي هم هست )هر موقع عاشق باشي هر بدبختي كه جلوي چشمت باشه نابود و ضعيف ميشه

حسین شکر بیگی

سلام! ممنون که سر زدی يباز هم خواهم آمد و خواهمت خواند! شا باشی

sandbad

سلام..مدرن بود و فضای غير بومی اش نوازش داد..

سامان

دنيا افسوس از دست دادن آهنگ های ما رو مي خوره يا خودمون ؟! دنيا اين وسط هيچ کاره س. "از آمدنم نبود گردون را سود، وز رفتن من جاه و جلالش نفزود / وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنید، کین آمدن و رفتنم از بهر چه بود !" ... در مورد مطلب قبلی : برگ نميتونه توی يک فضای ساکن، سرگردان شه.بايد يه بادی، طوفانی، یا هر دليل ديگه ای غير از سکون وجود داشته باشه تا برگ سرگردان شه ! موفق باشي.