آرمين من ...

 با يادت در تنهايی ميرقصم

تا در فضای ساکن صميميت ما

برگ فاصله  ِسرگردان نشود

و ارواح سياه خاطرات بيدار نشوند

تاجدايی را با فاصله تعبير کنند

تا با ضد طلسم عشق دورشان کنم

  

 

 

/ 5 نظر / 16 بازدید
علیرضا

سلام.شعر زيبای شما را خواندم. در اشعار قبلی شما و این شعر، کلمه رقص جلب توجه می کند. شاید به خاطر دفعات تکرار که البته خیلی هم زیاد نیستند. آيا مفهوم خاصی دارد؟ يا يک علاقه شخصی است؟ بيت «تا جدايی را با فاصله تعبير نکنند» از نظر من بهترين قسمت نوشته ی شما بود. اميدوارم موفق باشيد. و ممنون از اينکه سر می زنيد.

anoosh

سلام ....زيبابود.تمام طلسمها روزی شکسته خواهدشدوتودرسکوت ،جام عشق راسرخواهی کشيد.آنگاه درتنهائی ،فاصله رابه سخره خواهی گرفت ...!آرزومند آرزوهایت هستم .موفق باشی .

mir

نا مهربان بانو ......من مهربان بودم ... به دیدارم بیا حتما

نازنين

چه زيبا نوشتی از فاصله ها ..... فرزانه جان قلم توانمدت جاودانه جاری باد . //////// ********** « برخیـز و خـواب را ... برخیز و سریعتر بیا که منتظرم

anoosh

سلام ...بروزم. منتظرت می مانم .