يک راز !

رازی است

يافتن چيزی دردرونم توسط او

که هيچگاه نمی دانستم وجود دارد

 که چه راحت آنرا کشف کرد

و تغيير فصلهای درونم را نظاره کرد

از زمانيکه بدورم پيچيد ...

من همان دليل يکسانم

در اوج لحظات آشفته

و اينگونه عشق تعبير می شود

تا ترا به اوج بهشت برساند

 لغزش ديوارهای ناشکستنی را ببين

و صدای بی آوای عشق وقتی ترا می خواند

  لمس فرشته  در اعجاز دستانش

و تازگی تمام فصول من ، که همه آن چيزهايی می شوم که هستم

و اينگونه عشق تعبير می شود

/ 25 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بيگانه

سلام دومين حضورم در اين دشت آبی است... و چقدر لذت بردم از آهنگش... تغيير فصول... لغزش ديوارهای ناشکستنی....و یک راز... فوق العاده زيبا نوشتين. حتما بازم می يام!!

هنی

و تو هميشه بهار تمام فصول می مانی .. بيا و بنگر به پاييز من که به زمستان نزديک است ...

هنی

بروزم عزيزم .. خوشحالم ميکنی...

ليلا

سلام فرزانه عزيز تعبير قشنگی بود ازعشق ....

محمد

سلام خیلی زیبا بود ممنون كه به وبلاگم سر زدين بازم پيشم بياين خوشحالم مي كنين -------------------------------------------------------------- کاش مي شد قلب ها آباد بود ! کينه و غمها به دست باد بود ! کاش مي شد دل فراموشي نداشت ! نم نم باران هم آغوشي نداشت ! کاش مي شد کاش هاي زندگي ! گم شوند پشت نقاب بندگي ! کاش مي شد کاش ها مهمان شوند ! در ميان غصه ها پنهان شوند ! کاش مي شد آسمان غم گين نبود ! رد پاي قهر و کين رنگين نبود ! کاش مي شد روي خط زندگي ! با تو باشم تا نهايت سادگي ------------------------------------------------------------- شاد و موفق باشين *** همنفس وبلاگ*** باباي

آناهيتا

می دانستی خيلی زيبا می نويسی!من آپ شدم

انوش ..........

فرزانه عزیز سلام .............وقت داشتی يه سر به من بزن .منتظرتم !

حالگير

سلام/می پرسی که چرا اين اسم را انتخاب کرده ام.قضيه اش طولانی است .يک کلاس داستان نويسی می رفتم و استادی داشتم که خيلی با حال بود و من هميشه حالش را می گرفتم و از آن زمان به بعد اين شده ملکه ذهنی ام البته چيز خوبی نيست اگر راه حلی برای کمک بهم داری بهم بگو/تعبيراتت جالبه ولی يک مقدار نارسا است./يا حق

هنی

بروزم عزيزم.. خوشحال ميشم بخونيم

پرنده ی خارزار

باز هم زيبا نوشتی و فصل های کشف شده ات را دير بروز می دهی.. منم آمدم...